سبد خرید
0

سبد خرید شما خالی است.

آلبر کامو کیست؟

آلبر کامو

 

آلبر کامو کیست؟

فیلسوف آلبر کامو، به عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم فرانسه بود که در زمینه های رمان، نمایشنامه و مقاله فعالیت داشت.

وی در هفتم نوامبر سال 1913 در دهکده ای به نام مون دوی، کشور الجزایر چشم به جهان گشود.

پدر فرانسوی اش (لوسین کامو) با زنی اسپانیایی ازدواج کرد، که نتیجه ی این ازدواج نیز دو فرزند به نام های لوسین و آلبر بود.

جنگ جهانی اول که در سال 1914 رخ داد پدر کامو را به جبهه فرا خواند، از آن پس اداره زندگی و فرزندان بر عهده مادر نهاده شد.

زمان کودکی و چگونگی گذران زندگی آلبر کامو

دوران کودکی آلبر کامو به تهی دستی و فقیری گذشت و آن ها در محله ای فقیر نشین به نام «بل کور» در یک اتاق به گذران زندگی می پرداختند.

این کمبودها از آلبر فردی دردمند و قانع ساخت و خود او نسبت به این شرایط چنین می گوید: ((فقر مانع این شد که فکر کنم زیر آفتاب و در تاریخ، همه چیز خوب است. آفتاب به من آموخت که تاریخ، همه چیز نیست)).

مدت زمانی تهی دستی آلبر را به کارگری پس از مدرسه وادار نمود. در طول دوران تحصیل دبیر او به استعداد نهفته وی پی برده و با کمک آزمون هایی که از او گرفته بود، موفق شد به هزینه دولت او را به دبیرستان ثروتمندان الجزیره روانه کند تا بتواند دوره متوسطه را در آن جا تحصیل کند.

زندگی آلبر کامو در این مرحله دو بعد غنی و فقیر به خود گرفت که خود او در این باره چنین می گوید: ((آزادی را من در آثار مارکس نیاموختم، بل خود آن را در دل فقر شناختم)).


 

تصویری از آلبر کامو
تصویری از آلبرکامو

دوران جوانی و فعالیت های وی

کامو با ورود به دوره جوانی زبان های انگلیسی و اسپانیایی را فرا گرفت و تعطیلات تابستانی را با کار کردن در مغازه ها و دریافت حقوق کم می گذراند .

وی در دوران جوانی خود به فوتبال علاقه مند بود و در سال 1929 به عنوان دروازه بان به تیم جوانان دانشگاه ریسینگ الجزیره پیوست و توانست در این زمینه موفق عمل کند.

در دسامبر سال 1930 کامو اولین نشانه های بیماری سل را در خود بروز داد و به همین دلیل مجبور شد حرفه دروازه بانی را کنار بگذارد.

کامو در همین سال توانست دیپلم خود را دریافت کند و پس از پنج سال به رتبه کارشناسی فلسفه برسد و پایان نامه ای در مورد فلوطین ارائه دهد.

در سال 1935 آلبر کامو وارد حزب کمونیست شده و به عنوان مبلّغ در میان مسلمانان در زمینه جنبش ضد فاشیستی به مبارزه می پردازد.

اما پس از گذر یک سال طی نامه نگاری ها آلبر ابراز می دارد که صرفا به خاطر دلایل احساسی و نوعی همبستگی به این حزب ملحق شده است و تمایل دارد که جدا شود اما در پشت پرده حقیقت، علت اصلی اعتراض هایی بود که کامو نسبت به حزب داشت.

سر انجام در سال 1937 او از کمونیست اخراج شد.

در سال 1938 بود که کامو به روزنامه نگاری تازه تاسیس جبهه خلق الجزایر پیوست و در آن مشغول به کار شد.

پس از یک سال کار در این مجموعه مقاله ای به نام فقر در قبایله را نوشت و

توانست سایر مقالات خود را نیز در کتاب «در گذر روزها، رویداد نگاری الجزایر» به چاپ برساند.

شریک های زندگی آلبرکامو

با فرا رسیدن زمان ازدواج کامو در سال 1934 وی با دختری زیبا، ثروتمند و معتاد به نام «سیمون هیه»  آشنا شده و پس از آن ازدواج می کند.

اما با گذشت دو سال از این ازدواج به دلیل خیانت های دو جانبه از هم جدا می شوند.

بار دیگر کامو با یک دختر پیانیست و ریاضی دان به نام «فرانسین فو» در سال 1940 ازدواج می کند.

به دلیل باور کامو به این موضوع که ازدواج روندی غیر طبیعی برای روابط عاشقانه است،  این ازدواج هرگز ثبت قانونی به خود نگرفت اما حاصل آن دو قلوهایی به نام کاترین و ژان بود.

 


آلبر کامو و همسرش فرانسین
آلبر کامو و همسرش فرانسیس

رویدایدهای زندگی آلبرکامو پس از جنگ جهانی دوم

با شروع جنگ جهانی دوم در سال 1939 کامو تلاش کرد وارد ارتش شود و به جبهه جنگ اعزام گردد ولی به علت وضعیت جسمانی و بیماری سل از این اعزام محروم شد.

وی در این زمان به سِمت سردبیری روزنامه عصر جمهوری دست یافته بود که بعد از آن دستگاه سانسور الجزایر آن را تعطیل کرد.

در این بحبوحه بود که فرماندار الجزیره آلبر کامو را به چشم تهدید ملی می دید توصیه کرد که شهر را ترک کند و در این هنگام کامو به پاریس سفر کرد.

به گفته آلبر کامو اعدام گابریل پِری سیاست مدار و روزنامه نگار کمونیست فرانسوی در سال 1941 موجب متبلور شدن حس شورش او علیه نازی ها شده است.

کامو در سال 1942 عضو «نبرد» گروه مقاومت فرانسه شد و در اکتبر 1943 به کمک سایر اعضا روزنامه نگاری را آغاز کرد و در مجله ای به نام «کمبا» مقاله می نوشت.

در این گروه بود که آلبر با ژان پل سارتر فیلسوف و  نویسنده اگزیستانسیالیست معروف آشنا شد.

با گذر زمان کامو مقالاتی در کمبا منتشر کرد که بعد ها به نه قربانیان، نه جلادان معروف شد.

در سال 1947 رمان فرانسوی مشهور خود را به نام «طاعون» به چاپ رسانید و در همان سال از روزنامه کمبا خارج شد.

در سال 1952 کامو از کار خود در یونسکو استعفا داد.

کامو در سال 1955 در روزنامه اکسپرس به نوشتن مشغول شد و در طی نیم سال مقالاتی تحت عنوان الجزایر پاره پاره به نگارش در آورد.

اخرین مقاله ای که کامو برای الجزایر نوشت خواست به گونه ای سوئیس مآبانه برای الجزایر دفاع کند که در نهایت مخالفت های شدید طرفین را در پی داشت.

از آن پس کامو خلق آثار ادبی را آغاز کرد و در عین حال نیز که به تئاتر می پرداخت داستان های مرتبط با الجزایر نیز می نوشت.

در سال 1957 برای مقاله «اندیشه هایی درباره گیوتین» جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد و جزو یکی از دومین نویسندگان جوانی بود که موفق به دریافت جایزه نوبل تا آن زمان شده بود.

مرگ کامو

در بعد از ظهر 4 ژانویه سال 1960 در شهر ویل بلویل بر اثر سانحه رانندگی رخ داده توسط دوست ناشرش  آلبر کامو در سن 46 سالگی فوت می کند.

بلیط قطار پیدا شده در جیب کت آلبر کامو پس از مرگش حاکی از آن است گویا ابتدا قرار بر آن بود که کامو همراه همسر و فرزندانش و توسط قطار به این سفر بروند ولی به علت تقاضای دوست صمیمی و ناشرش کامو برای همراهی، این سفر منجر مرگ تلخ این دو دوست گردید.

 


مقبره آلبر کامو
مقبره آلبر کامو

زمانی که کامو فوت کرد بر روی یک رمان تازه ای به نام آدام اول مشغول به کار بود و در این باره به شخصی نوشته بود: «همه تعهداتم را برای سال 1960 لغو کرده ام. این سال سالِ رمانم خواهد بود. وقت زیادی می برد، اما به پایانش خواهم برد».

کامو در گورستان لومارین در جنوب فرانسه به خاک سپرده شد.

همسر و فرزندان دو قلوی او حق تکثیر آثارش را پس از مرگ وی در اختیار گرفته و دو اثر از او منتشر کردند.

اولین کتاب «مرگ شاد» بود که در سال 1970 انتشار یافت، این کتاب دارای شخصیتی به نام مورسو است که بسیار به شخصیت نخست موجود در کتاب بیگانه اش شباهت دارد و دومین کتاب منتشر شده کامو بعد از مرگش «آدام اول» بود.

آلبر کامو در طول زندگی خود از نویسندگان و فیلسوفان متعددی نظیر ژان پل سارتر، داستا یوسکی، فردریش نیچه، زیگموند فروید، فرانتس کافکا … ایده گرفته و بیشتر نوشته های او به فارسی ترجمه شده و بر تعداد کثیری از نویسندگان اثر گذاشته.

با اینکه سبک نگارشی آلبر کامو هیچ انگاری بود ولی در این مدت کوتاه از زندگی خود توانست آثاری جاویدان از خود بر جای گذارد.

 


تصویری از وی


معرفی کتاب های آلبر کامو

کتاب «بیگانه» یکی از معروف ترین رمان های آلبر کامو در سال 1942 می باشد و محتوای آن بر محور پوچ انگاری و اگزیستانسیالیسم است و داستان یک مرد درونگرا به نام مرسو را که مرتکب قتل شده و در سلول زندان منتظر اعدام است را روایت می کند.

کتاب «طاعون» به چاپ رسیده در سال 1947 از دیگر آثار وی می باشد و درباره ماجرای همه گیری طاعون در اران الجزایر و تعطیلی شهر پرداخته شده.

آلبر کامو در مقایسه با رمان بیگانه چنین می نویسد: در مقایسه با رمان بیگانه، طاعون، بی گفتگو گذاری است از سرکشی انفرادی به جهان اجتماعی، اجتماعی که باید در مبارزه هایش شرکت کرد.

اگر از بیگانه تا طاعون راهی در راستای تحول باشد، این تحول در جهان همبستگی و مشارکت است.

رمان فلسفی دیگر به چاپ رسیده در سال 1956 از آلبر کامو «سقوط» می باشد که روایتگر زندگی یک وکیل بوده که برای غریبه ای بازگو می کند.

«مرگ خوش» از دیگر کتب های آلبر کامو می باشد که قبل از رمان بیگانه نوشته شده و در زمان حیات وی اجازه چاپ نیافت ولی با گذر زمان در سال 1971 به چاپ رسید.

روایت این رمان داستان شخصی به نام مورسو است که بعد از ارتکاب قتل به دنبال خوشبختی می رود.

و اما رمان آخر وی «آدام اول» که روزگار مجال اتمام آن را به کامو نداد و به صورت نیمه تمام در سال 1995 به چاپ رسید.

این کتاب از کلیه کتاب های کامو متفاوت بود و به دور از هر گونه فلسفه  بیانگر یک خویش نامه از زمان تولد تا سال های متوسطه ژاک کورمری بود که متاسفانه نیمه تمام ماند و فقط تا یک جلد آن نگاشته شد.


از دیگر صفحات ما دیدن فرمایید

وبلاگ بیگزبایت

کتاب های صوتی بیگزبایت

کانال تلگرامی بیگزبایت

صفحه ی اصلی بیگزبایت

کتاب های صوتی رایگان بیگزبایت


 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان